رسوایی اپستین و پیامدهای آن برای ساختار سیاسی امريكا

رسوایی اپستین و پیامدهای آن برای ساختار سیاسی امريكا _آیا دونالد ترامپ در مسیر تکرار تجربه کلینتون قرار دارد؟
به گزارش پایگاه خبری رهپویان قم،سرویس بین الملل:دکتررعدهادی جبّاره پژوهشگر سیاسی و دیپلمات پیشین
چکیده: ﷽﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ۝ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لَّا يَشْعُرُونَ﴾ [البقرة: 11–12] پرونده جفری اپستین، که در ابتدا به‌عنوان یک رسوایی جنایی با ابعاد محدود معرفی می‌شد، به‌تدریج به یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین پرونده‌های سیاسی–اخلاقی معاصر تبدیل شده است.
افشای شبکه‌ای فراملی از قدرت، ثروت و انحراف اخلاقی، این پرونده را از سطح یک جرم فردی فراتر برده و آن را به چالشی ساختاری برای مشروعیت نخبگان سیاسی غرب، به‌ویژه در ایالات متحده، بدل ساخته است. این مقاله می‌کوشد پیامدهای سیاسی پرونده اپستین را با تمرکز بر جایگاه دونالد ترامپ بررسی کرده و آن را در چارچوب نظری «رسوایی‌های اخلاقی و فروپاشی ساختار سیاسی» تحلیل کند.
1. از پرونده جنایی تا بحران سیاسی جزیره موسوم به «لیتل سنت جیمز» ـ که در رسانه‌ها با عنوان «جزیره اپستین» شناخته می‌شود ـ
دیگر صرفاً یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه به نمادی از پیوند تاریک میان قدرت سیاسی، سرمایه مالی و فساد اخلاقی تبدیل شده است.
انتشار تدریجی اسناد، تصاویر و شهادت‌ها نشان داد که این جزیره محل تلاقی نخبگانی بوده است که در ادبیات علوم سیاسی از آنان با عنوان elite networks یا «شبکه‌های بسته قدرت» یاد می‌شود؛ شبکه‌هایی که به‌واسطه مصونیت سیاسی و اقتصادی، عملاً خارج از نظارت حقوقی عمل می‌کنند. در این چارچوب، پرونده اپستین نه یک استثنا، بلکه نشانه‌ای از بحران عمیق‌تری در ساختار حکمرانی لیبرال‌دموکراتیک غرب تلقی می‌شود؛ بحرانی که مشروعیت اخلاقی نخبگان را به چالش می‌کشد.
2. جزیره اپستین؛ سازوکار کنترل نخبگان بر اساس داده‌های منتشرشده، فعالیت‌های مجرمانه در جزیره اپستین به‌صورت نظام‌مند ثبت و مستندسازی می‌شد. از منظر تحلیل سیاسی، چنین سازوکاری را می‌توان در چارچوب نظریه «باج‌گیری ساختاری» (Structural Blackmail) بررسی کرد؛ سازوکاری که طی آن، افراد صاحب قدرت از طریق اسناد فسادآلود، به اطاعت سیاسی و سکوت واداشته می‌شوند. این الگو پیش‌تر نیز در پرونده‌های امنیتی–سیاسی قرن بیستم مشاهده شده و همواره به‌عنوان یکی از ابزارهای پنهان مدیریت نخبگان مطرح بوده است.
3. ابعاد حقوقی و اخلاقی رسوایی حتی بر مبنای حقوق عرفی غرب، کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق کودک و نظام ارزشی ادعایی ایالات متحده، اعمال منتسب به شبکه اپستین ـ از سوءاستفاده جنسی از کودکان تا قاچاق انسان ـ مصداق جرائم سنگین فدرال و بین‌المللی است. با این حال، آنچه بیش از خود جرم جلب توجه می‌کند، عدم توازن میان جرم و پاسخ حقوقی است؛ مسئله‌ای که نظریه‌پردازان علوم سیاسی آن را نشانه «عدالت گزینشی» در نظام‌های قدرت می‌دانند.
4. مرگ اپستین؛ خودکشی بود یا حذف سیاسی؟ مرگ جفری اپستین در زندان نیویورک در سال ۲۰۱۹، پیش از آغاز محاکمه، نقطه عطفی در سیاسی‌شدن این پرونده بود. ابهامات گسترده، نقص‌های امنیتی، و اعتراض خانواده اپستین ـ به‌ویژه برادرش مارک اپستین ـ موجب شد فرضیه «حذف برای جلوگیری از افشا» به‌طور جدی در محافل دانشگاهی و رسانه‌ای مطرح شود. در ادبیات علوم سیاسی، چنین رخدادهایی ذیل مفهوم political silencing یا «خاموش‌سازی سیاسی» تحلیل می‌شوند.
5. بازیگران کلیدی وپیامدهای بین‌المللی فهرست افراد مرتبط با این پرونده شامل رؤسا، نخست‌وزیران، شاهزادگان و دیپلمات‌هایی از آمریکا، بریتانیا، اسرائیل و سایر کشورهاست. حضور نام‌هایی چون دونالد ترامپ، بیل کلینتون، شاهزاده اندرو، ایهود باراک و لرد ماندلسون، نشان می‌دهد که این پرونده صرفاً داخلی نیست، بلکه دارای پیامدهای ژئوپلیتیکی و دیپلماتیک گسترده است. در این میان، رسوایی ماندلسون نمونه‌ای روشن از سرایت بحران اخلاقی به ساختار رسمی دولت‌هاست.
6. نام‌های برخی افراد عرب دراسناد گزارش‌های غیررسمی حاکی است که نام های برخی افراد عرب در اسناد این پرونده وجود دارد. از منظر تحلیل تطبیقی، افشای چنین اطلاعاتی می‌تواند به نتایج ناخوشایندی منجر شود.ابستین میلیاردر بود و روابط کاری ونامه نگاری های زیادی در زمینه مسائل اقتصادی با این افراد داشت.
7. ترامپ و الگوی تاریخی رسوایی‌های ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ پرونده اپستین را توطئه‌ای سیاسی علیه خود معرفی می‌کند. با این حال، تجربه تاریخی ایالات متحده ـ از واترگیت تا لوینسکی ـ نشان می‌دهد که رسوایی‌های اخلاقی، حتی اگر به عزل رسمی منجر نشوند، سرمایه سیاسی رؤسای جمهور را به‌شدت فرسایش می‌دهند.
در مورد بیل کلینتون، هرچند استیضاح به برکناری نینجامید، اما عملاً مسیر سیاسی او را مسدود کرد. این الگو می‌تواند درباره ترامپ نیز تکرار شود، به‌ویژه اگر پرونده‌های مسکوت‌مانده مجدداً گشوده شوند.
8. قدرت، فساد و سنت‌های تاریخ تاریخ سیاسی نشان می‌دهد که تمرکز قدرت، بدون نظارت اخلاقی و حقوقی، به‌طور ساختاری به فساد می‌انجامد. در این چارچوب، سرنوشت مستبدان و نخبگان فاسد، هرچند متفاوت، اما از نظر نتیجه نهایی همواره مشابه بوده است: فروپاشی.
■ فرعون؛ ■ نمرود؛ ■ قارون؛ ■ ابرهه؛ ■ و در عصر معاصر، صدام حسین؛ همگی نمونه‌هایی از این قاعده تاریخی‌اند که قدرت مطلق، مصونیت دائمی ایجاد نمی‌کند.
9. جمع‌بندی پرونده اپستین را باید نه یک رسوایی گذرا، بلکه نشانه‌ای از بحران عمیق در اخلاق سیاسی نخبگان جهانی دانست. آینده سیاسی دونالد ترامپ، همانند بسیاری دیگر از چهره‌های درگیر، به میزان شفافیت تحقیقات و اراده ساختار قدرت برای شکستن حلقه مصونیت بستگی دارد.
در نهایت، این پرونده آزمونی است برای سنجش صداقت نظام‌های مدعی دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر. ﴿وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ ۝ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ ۝ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ﴾ [إبراهيم: 42–43]